بار مالی افزایش طلاق

افزایش آمار طلاق در جامعه به گفته کارشناسان باعث به‌هم خوردن ساختار اقتصادی جامعه که مهم‌ترین بنیان آن خانواده است، می‌شود.
فرد مطلقه در این صورت کارایی و انگیزه کار کردن را از دست می‌دهد و از نظر عاطفی و روحی در شرایطی قرار می‌گیرد که نمی‌تواند در شغلی که دارد، بهره‌وری کافی را داشته باشد.به اعتقاد کارشناسان افزایش طلاق دلایل زیادی دارد؛ برخی ریشه طلاق را در مشکلات مالی و اقتصادی می‌دانند برخی در مسائل جنسی و برخی نیز در مشکلات و اختلافات فکری و فرهنگی. همچنین از نظر آنها عدم مسئولیت‌پذیری، طلاق عاطفی، اعتیاد، دخالت اطرافیان، کمبود مهارت‌های زندگی، بیکاری، عدم تسلط بر مهارت‌های حل مساله، عدم حمایت‌های روانی و عاطفی، پایین بودن آستانه تحمل و همچنین عدم بلوغ فکری از جمله دلایل مهم دیگر برای درخواست طلاق است. در هر صورت یکی از مشکلاتی که همیشه مطرح بوده، تلاش برای کاهش نرخ بالای طلاق در کشور است.
یکی از مشکلات اساسی که در رابطه با طلاق مطرح است، بار مالی و هزینه‌های طلاق برای کشور است. با جدا شدن دو طرف زن و مرد، مشکل تامین مخارج زندگی برای فرزندان آنها یا برای زن یا مرد درصورت وابستگی‌های مادی آنها به همدیگر در زمان زندگی زناشویی، مطرح است مثلا اگر زن تاکنون توسط شوهر و همسرش هزینه‌های زندگی خود را تامین کرده است، اکنون باید به فکر راه‌حلی برای آن باشد یا برعکس.



هر طلاق یک ضربه بزرگ برای اقتصاد دارد
امان‌ا... قرایی‌مقدم، جامعه‌شناش و آسیب‌شناس اقتصادی در این رابطه به «کسب‌وکار» می‌گوید: در هر طلاق یک ضربه بزرگ اقتصادی به کشور وارد می‌شود. زمانی که ازدواج صورت می‌گیرد فرد برای بهبود وضعیت اقتصادی خانواده خود تلاش می‌کند این امر به مراتب باعث رشد و شکوفایی اقتصادی خواهد شد و ساختار اقتصادی جامعه را با تلاش خانوارهای موجود محکم‌تر خواهد ساخت.



جامعه به اقتصاد خانواده وابسته است
وی توضیح می‌دهد: اقتصاد با تجردگرایی نمی‌تواند پابرجا بماند چراکه فرد مجرد به اقتصاد نمی‌اندیشد و انگیزه‌ای برای فعالیت اقتصادی، بالا بردن کیفیت کار خود و ارتقای سطح آن را ندارد. در فرد مجرد زمینه آسیب اجتماعی بسیار مهیاست. قرایی‌مقدم ادامه می‌دهد: جامعه به اقتصاد خانواده وابسته است. خانواده درواقع سلول جامعه است که به محض فروپاشی آن ساختار اقتصادی نیز به‌هم می‌ریزد. طبق تئوری ساخت زمانی که یکی از عناصر ساخت به‌هم بریزد، سایر عناصر نیز تغییر می‌کند. طلاق نیز به‌عنوان عنصری از ساختار کشور باعث انفجار و از هم پاشیدگی سایر عناصر می‌شود.



تعهد کاری و بهره‌وری با طلاق کاهش می‌یابد
این جامعه‌شناس می‌گوید: بین طلاق و اقتصاد رابطه متقابلی وجود دارد. یعنی با افزایش طلاق رشد اقتصادی و توسعه کمتر شده و با کاهش آن اوضاع اقتصادی بهبود پیدا می‌کند. فرد مجرد هیچ تعهدی به زندگی ندارد. افزایش این افراد بی‌تعهد در جامعه برای اقتصاد زیان‌بار است.قرایی با اشاره به وضعیت بد اقتصادی کشور در زمان کنونی، می‌گوید: طبق بررسی‌ها و آمارهای گفته شده در هر ساعت 18 یا 19 طلاق صورت می‌گیرد. درحالی که بین توسعه اقتصادی با افزایش ازدواج پیوند محکمی وجود دارد، چگونه می‌توان برای اقتصاد کشور شرایطی بهتر از این را انتظار داشت؟ وی در ادامه می‌گوید: از آنجایی که امکان ازدواج برای یک زن مطلقه کمتر می‌شود، عدم کارایی و مشکلات روحی در زنان پس از طلاق بیشتر خود را نشان می‌دهد که البته برای مردان نیز اثرات روحی و روانی بسیاری به‌جا می‌گذارد.



پیامدهای اجتماعى طلاق
شیوع طلاق سبب می‌شود که مسئولان آن را به‌عنوان یک واقعیت فراگیر به رسمیت بشناسد، احیانا زمینه‌هایی برای قبح‌زدایی از آن بیابد، سیاست‌های تامین اجتماعی را به سمت حمایت از خانواده‌های طلاق جهت دهد، در الگوهاى مشارکت اجتماعى حضور زنان را با نگاهی متفاوت پی‌گیرد و در قوانین کار و الگوی اشتغال با فراخوان زنان به بازار کار نیاز به تحمل هزینه‌های گزاف برای پشتیبانی از زنان مطلقه خانه‌دار را کاهش دهد.پدیده طلاق علاوه بر فروپاشی هسته اولیه اجتماع یعنی خانواده اثرات مخربی را بر کل جامعه وارد و معضلات، مشکلات و بزهکاری‌های فراوانی را در جامعه ایجاد خواهد کرد. با افزایش طلاق، یکپارچگی اجتماعی از بین رفته و روابط اجتماعی بیمار شده و روح پویایی جامعه از بین می‌رود. جامعه‌ای که درگیر طلاق است به مسائل ذیل گرفتار می‌شود: افزایش جرائم، تزلزل اجتماعی و عدم ثبات جامعه، متلاشی شدن کانون گرم خانوادگی، افزایش هزینه کشور برای جلوگیری از جرائم منتج از طلاق چون: ساختار دادگاه‌ها، زندان‌ها، مراکز نگهداری کودکان بزهکار و طرح اقامتگاهی برای زنان مطلقه و افزایش فقر، فساد و فحشا در جامعه، افزایش کودکان خیابانی و سایر آسیب‌های اجتماعی همچون فرار از منزل، تکدی‌گری، قتل، خودکشی، اعتیاد، قاچاق و... افزایش تعداد زنان خودسرپرست و مشکلات معیشتی، روانی اجتماعی و اخلاقی آنان و سایر نابسامانی‌های شخصیتی، اجتماعی و رفتاری افراد مطلقه و فرزندان آنان از جمله عوارض اجتماعی ناشی از طلاق هستند. جامعه‌ای که درگیر طلاق است، شهروند مسئول کمتری دارد. طلاق نه‌تنها اثرات اقتصادی منفی بسیاری بر خانواده دارد، بلکه این اثرات در تک‌تک سلول‌های اجتماع نیز رخنه می‌کنند و حتی خانواده‌های سالم ناخودآگاه در اجتماع تحت تاثیر عوارض طلاق قرار می‌گیرند.پدیده طلاق برای خود زنان نیز پیامدهای اجتماعی نا مطلوبی به همراه خواهد داشت. هرچند امکان دارد چنین زنی، خوشبختی خاصی یافته یا سعادت از دست رفته را در کنار همسری دیگر بیابد اما متاسفانه چنین امکانی اندک و تنها برای حدود ۱۰ درصد زنان اتفاق می‌افتد. عدم پذیرش فرزندان زنان مطلقه و ترس از وجود مشکلات شخصیتی در این زنان از دیگر عواملی محسوب می‌شود که مردان را از ازدواج دائم با این بانوان بازمی‌دارد. این عوامل موجب بروز پیامدهای اجتماعی دیگری برای این زنان می‌شود. ارتکاب جرم و بزه چون قتل، اعتیاد، فحشا، سرقت، طرد از اجتماع، سرخوردگی اجتماعی، اختلال در مناسبات و تعاملات اجتماعی، کاهش نفوذ اجتماعی، تضعیف موقعیت و فرصت‌های اجتماعی، در امان نبودن از طعنه‌ها و نگاه‌های کنجکاوانه اطرافیان، کاهش فرصت‌های ازدواج مجدد، تن دادن به ازدواج‌های موقت یا خارج از عرف اجتماعی، فرار از خانه، ولگردی و انحرافات جنسی و فساد اخلاقی از دیگر پیامدهای اجتماعی طلاق برای زنان است. آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور نشان از این دارد که میزان طلاق نسبت به سال گذشته افزایش داشته است. به‌طوری که 2476 واقعه طلاق در کشور ثبت شده است. از این تعداد 2186 مورد در شهرها و 290 مورد مربوط به روستاها ست. از میان استان‌های کشور نیز به‌ترتیب استان کرمان با ۳ هزار و ۷۳۱ مورد، کهگیلویه و بویراحمد با هزار و ۹۴ مورد و سیستان‌وبلوچستان با هزار و ۳۸۱ مورد بیشترین میزان طلاق را داشته‌اند که به‌ترتیب از رشد 8.49 درصدی، 1.40 درصدی و 3.32 درصدی روبه‌رو بوده‌اند.

خواندن 5799 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 12 فروردين 1395 ساعت 09:58
برچسب‌ها

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گسترش سطح کسب و کار مشاغل طرف قرارداد، با ارائه‌ی خدمات آموزشی، مشاوره و پژوهش بازارایابی

نگارنامه

Top